الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

334

الغدير ( فارسي )

نبرد نفرستاد گروه هائى از تازيان نيز با او بودند و چون به سرزمين جذيميان عامرزاده پاى نهادند و ايشان با ديدن او افزار جنگ برگرفتند ، خالد گفت افزار جنگ را بر زمين گذاريد كه به راستى مردم مسلمان شده‌اند - گفت : يكى از ياران ما كه از دانشوران جذيمى بود گزارش داد كه چون خالد به ما دستور داد تا افزار جنگ را بر زمين نهيم مردى از ما كه او را جحدم مىخواندند ( 1 ) گفت اى جذيميان ! واى بر شما ! اين خالد است ، به خدا سوگند پس از آنكه افزار جنگ را زمين گذاشتيد ، هيچ برنامه اى ندارد مگر دستگير كردن شما و پس از آن نيز تنها كارش گردن زدن شما است به خدا من هرگز افزار جنگ را بر زمين نمىگذارم . گفت كه : مردانى از گروه خودش او را گرفته و گفتند : جحدم ! مىخواهى خونهاى ما را بريزى ؟ به راستى مردم مسلمان شده و افزار جنگ را بر زمين نهاده‌اند و پيكار را رها كرده و مردم آرامش يافته‌اند . و به همين گونه با وى گفتند تا افزار جنگ را از او گرفتند و همهء گروه با پشتگرمى به سخن خالد ، جنگ افزارها را زمين نهادند و خالد كه چنين ديد بفرمود تا دستهاى آنان را از پشت سر ببستند و آنگاه همه را خوراك تيغ گردانيد و كشت آنان را كه كشت و چون گزارش به پيك خدا - درود و آفرين خدا بر وى - رسيد دو دست به سوى آسمان برداشت و سپس گفت : بار خدايا ! من در پيشگاه تو از آنچه خالد پسر وليد كرده بيزارى مىجويم . بوعمر در « الاستيعاب » ج 1 ص 153 مىنويسد : اين از گزارشهاى درستى است كه بر جاى مانده . ابن هشام مىنويسد برخى از دانشوران از زبان ابراهيم پسر جعفر محمودى آورده‌اند كه گفت : برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - گفت : خواب ديدم كه گويا لقمه اى از خوراكى حيس ( 2 ) برگرفتم و مزهء آن را گوارا يافتم ولى

--> ( 1 ) ن : در ج 1 ص 227 « الاصابه » او را به همين نام جحدم ياد كرده و درج 1 ص 228 به نام جذيم پسر حارث و درست ، همان گونه نخستين است . ( 2 ) خوراكى است كه از به هم آميختن روغن و خرما و كشك مىپزند .